خوشحالم که مطالب تاریخی وبلاگم مورد عنایت و توجه برخی دوستان و مخصوصا دانش آموزانم قرار گرفته و همیشه لطف آنها مایه دلگرمی بنده خواهدبود برخی از دوستان و مخصوصا دانش آموزان این سوال را می پرسند که ما برای فهم عمیق تر تاریخ و ایجاد اشراف بیشتر به موضوعات تاریخی باید چه کتبی را مطالعه کنیم .
اصولاً در علوم طبیعی دسته بندی ثابت و معینی برای هر شاخه از علوم وجود دارد. مثلاً در ریاضیات گرایش های هندسه، حساب، آنالیز و... وجود دارد که البته هر کدام از این گرایش ها نیز شامل تقسیم بندی های جزئی تر می باشند. نکته این است که این تقسیم بندی ها در همه جای دنیا ثابت است و در صورت به وجود آمدن دیدگاه های جدید در آن رشته این دسته بندی ها نیستند که از بین می روند بلکه گروه تازه ای به این دسته بندی اضافه می شود.
اما در علوم انسانی البته تقسیم بندی به این آسانی نیست. به طور خاص تاریخ شاخه های متنوع و زیادی درباره ی تاریخ وجود دارد که این شاخه ها گاهاً اشتراکات زیادی دارند و نمی توان هر کدام را به جدایی و بدون توجه به دیگری بررسی کرد. شاخه های اصلی که در نظر بنده در تاریخ موجود است عبارتنداز:
1. تاریخ تمدن 2. تاریخ کشورها 3. تاریخ جهان 4. تاریخ ادیان
5. تاریخ علم 6. تاریخ تکنولوژی 7. تاریخ ادبیات 8. تاریخ هنر
( تذکر آن که این فهرست جامع و مانع نیست و ممکن است شامل موارد دیگری نیز شود.)
به این جا که می رسیم، با دیدن این فهرست و علم به عظمت و اهمیت هر کدام تصمیم برای مطالعه سخت می شود. به چند مورد نگاه می کنیم :
تاریخ تمدن
تاریخ تمدن اسلامی - تاریخ تمدن ایران - تاریخ تمدن روم - تاریخ تمدن یونان - تاریخ تمدن غرب و .....
تاریخ کشورها
تاریخ ایران ( ایران باستان - مشروطه - ملی شدن نفت - انقلاب اسلامی - انرژی هسته ای)
تاریخ آمریکا -تاریخ انگلستان - تاریخ فلسطین - تاریخ لبنان - تاریخ هند - تاریخ فرانسه و ....
تاریخ جهان
تاریخ جنگ جهانی اول و دوم - تاریخ جنگ سرد - تاریخ جنگ های صلیبی - تاریخ استعمار
کشف قاره آمریکا - به وجود آمدن صهیونیسم و اسرائیل - جنگ نفت - کمونیسم و ....
تاریخ ادیان
تاریخ اسلام (شیعه - اهل سنت - وهابیت)
تاریخ مسیحیت -تاریخ یهود -صهیونیسم - تاریخ بودا و ....
مشاهده ی این لیستِ تا همین حدّ گسترش داده نشده ی آن، آدمی را سر در گم می کند و این سوال مطرح می شود که برای فراگیری تاریخ کدام یک از این زیر شاخه ها را باید بررسی کرد.
تاریخ نیز چون سایر علوم ، آن قدر بزرگ و فراگیر شده است که اشراف به کل آن امکان پذیر نمی باشد. هر فرد در صورتی که زندگی اش را صرف آموختن تاریخ کند می تواند در یکی از شاخه های آن متخصص و صاحب نظر باشد. اما هدف از آموزش تاریخ به صورت عمومی تربیت صاحب نظر در تاریخ نیست. هدف تربیت ذهن نقاد و پرسشگر است. ذهنی که در برابر حوادث بتواند موضع بگیرد و اظهار نظر کند و مطیع نباشد، بتواند برای خود به تحلیل تاریخ بپردازد و به تحلیل دیگران بسنده نکند.
پس تا جایی که برایتان مقدور است به مطالعه تاریخ بپردازید تا به راحتی هر سخنی و تصمیمی را نپذیرید و همیشه حرفی برای گفتن داشته باشید .